عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
71
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
و عبّاس بن مرداس « 14 » در رنگ برنگى غول ( در خيال ) مىگويد : [ از بحر بسيط ] 46 أصابت العام رعلا غول قومهم * وسط البيوت و لون الغول ألوان « 15 » و كعب « 16 » بن زهير در سخن از زنى گفته است : [ از بحر بسيط ] 47 فما تدوم على حال تكون بها * كما تلوّن فى اثوابها الغول « 17 » و ابن الاعرابى « 18 » نقل كرده و گفته است : « يكبار به منزل اعرابىاى از طايفه غنىّ وارد شدم و گفتم : « چه پاكيزه آبى داريد و چه پرغذا منزلى ؟ » گفت : « بلى ، علاوه بر اين كه از هر چيزى دور است : از عراق دور است و از يمامه و حجاز ، پريانش بسيار ، و مارهايش فراوان است . گفتم : « آيا پريان را مىبينيد ؟ » گفت : « بلى ، جاى آنها فلان كوه است كه به آن ( سواج « 19 » ) گفته مىشود » گفت : « آنگاه وى چيزهايى برايم تعريف كرد . »
--> ( 14 ) - او عبّاس بن مرداس يكى از شاعران عصر جاهلى و از سواران ايشان است ، بر پيامبر ( ص ) وارد شد ، و او را مدح گفت ، پيش از فتح مكّه اسلام آورد ، پس پيامبر در زمره « المؤتلفة قلوبهم » در حقّ او بخشش كرد . ( الشعر و الشعراء ، ج 2 ، ص 632 و معجم الشعراء ، ص 102 ) . [ المؤتلفة قلوبهم : كه به وحدانيت خداى - عزّ و جلّ - معتقدند و شهادتين را بر زبان جارى ساختند ، و در برخى از احكام شك كردند . . . پيامبر مأمور شد با بخشش مال دلهايشان را بدست آورد ( سفينة البحار ، ج 1 ، ص 28 ) . - م . ] ( 15 ) - رعل : نام قبيلهاى از سليم است . ( الحيوان ، ج 6 ، ص 161 و لسان العرب ريشه « رعل » ) . ( 16 ) - او صحابى بزرگ و يكى از شاعران نيكوسراى عصر جاهلى - اسلامى است . ( الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 89 ) . ( 17 ) - آن بيت از قصيده « البردة » اوست ( ديوان او ، ص 8 و ما بعد آن ملاحظه شود ) [ و آن قصيدهاى است كه شاعر در عذر خواهى از پيامبر ( ص ) سرود ، و آن حضرت جامه راهراه برده خود را به او بخشيدند ( تاريخ الادب العربى بروكلمن ، ج 1 ، ص 157 ) . - م . ] ( 18 ) - او محمّد بن زياد روايتگر شعر و نسبشناس و در علم لغت علّامه و از اهل كوفه بود ، و سال 231 هجرى در سامراء وفات يافت . ( نزهة الالباء ، ص 103 ) ( 19 ) - سواج : كوهى است گويند در آنجا مسكن جنّ است ( منتهى الارب ، حرف سين ) . - م .